انتخاب ترکیب بهینه سیاست های مالی دولت در چارچوب یک بودجه بهینه که وی را به اهداف اقتصادی و رفاهی می رساند، به وسله تابع مطلوبیت وی شناسایی شده و عوامل موثر بر آن تعریف می شود. تعیین اندازه مناسب بودجه و استفاده از درآمدهای عمومی و استقراض دولت نه برای تامین هزینه های امور عمومی، امور اجتماعی و امور اقتصادی در قالب ارایه یک تابع مطلوبیت و اعمال محدودیت های سازمانی و اقتصادی، عملی می گردد. ضمن اینکه جهت گیری منابع درآمدی دولت و همچنین متغیرهای موثر بر مطلوبیت دولت از این طریق قابل اندازه گیری است.در این مقاله، با استفاده از داده های سری زمانی 1375-1350، توابع ساختاری مخارج و مالیات که از حداکثرسازی تابع مطلوبیت مقید دولت به دست آمده، از روش حداقل مربعات دو مرحله ای وزنی مورد برآورد قرار گرفته است. سپس با در نظر گرفتن فروضی، مقادیر پارامترهای تابع مطلوبیت دولت اندازه گیری شده است و سرانجام با معلوم بودن مقادیر پارامترها و متغیرهای تابع شاخص مطلوبیت دولت محاسبه شده است. نتایج تحقیق نشان داده است که جهت گیری درآمدهای مالیاتی و سایر منابع درآمدی دولت به سمت مخارج جاری و جهت گیری درآمد نفت و گاز به سمت مخارج عمرانی بوده است. سپس با استفاده از مفهوم مطلوبیت نهایی چنین نتیچه گیری شده است که مخارج عمرانی از مطلوبیت بالاتری نسبت به مخارج جاری برای دولت برخوردار بوده و این به مفهوم آن است که سطح رفاه بالاتری را برای جامعه فراهم آورده است. همچنین افزایش مالیات ها برای تامین مخارج جاری و مخارج عمرانی در نهایت منجر به افزایش رفاه اجتماعی می شود، در حالی که افزایش استقراض داخلی تنها در صورتی موجب افزایش رفاه اجتماعی می شود که به مصرف مخارج عمرانی برسد.